توضیحات داده نشده✿ ✿آرشیو ✿پیوندها ✿پیوندها ✿روانشناس ناشی
|
❤بیانات یک ذهن روانپریش.. ❤
من که تسبيح نبودم ، تو مرا چرخاندی مشت بر مهره تنهايی من پيچاندی مهر دستان تو دنبال دعايی می گشت بارها دور زدی ذهن مرا گرداندی ذکرها گفتی و بر گفته خود خنديدی از همين نغمه ی تاريک مرا ترساندی بر لبت نام خدا بود،خدا شاهد ماست بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندی! دست ويرانگر تو عادت چرخيدن داشت عادتت را به غلط چرخه ايمان خواندی قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود تو ولی گشتی و اين گمشده را لرزاندی جمع کن، رشته ايمان دلم پاره شدست من که تسبيح نبودم، تو چرا چرخاندی؟ همه بالاخره توزندگیشون به یه نفر فکرمیکنن ودیگری دیگری را و.. واقعا دلیلش چیه؟ یا این تنهاییه تموم نشدنی ؟؟؟
ادامــــــــــه مطلــــــب ... ![]() |
|||
![]() |