نذر کرده ام...
یک روزی که خوشحال تر بودم ..
بیایم وبنویسم که...
زندگی را با لذت باید خورد...
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
وبعد لبخند زد ودوباره با شوق راه افتاد
یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم ومینویسم که...
"این نیز بگذرد"
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب وطبل طوفان از نوا افتاده است...
یک روزی که خوشحال تر بودم
یک نقاشی از پاییز میگذارم
که یادم باشد زمستان تنها فصل زندگی نیست...

نظرات شما عزیزان: